مرحوم شیخ صدوق(رحمه الله) از علمای قرن چهارم و معاصر با سلاطین «آل بویه» بود. روزی در مجلس «رکن الدّولة» که بسیاری از علمای اهل سنّت نیز وجود داشتند، از شیخ صدوق(رحمه الله) نسبت به طعن و بدگویی شیعیان به خلفا سؤال شد که ایا نظر شما چیست؟

ایشان فرمودند: ای امیر! بدان که خداوند قبول نکرد از بندگان خود اقرار به ربوبیّت را مگر اینکه هر معبود دیگری را نفی کنند و بگویند: «لا اله الّا الله» و همچنین قبول نکرد اقرار به رسالت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) را مگر با نفی کسانی که ادّعای نبوّت دروغین می کردند و همچنین قبول نمی شود قول به امامت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) مگر با نفی خلافت دیگران.

رکن الدّولة: این سخن خوبی است امّا دلیل این اثبات و نفی چیست و چگونه خلفا را نفی می کنید؟

شیخ صدوق(رحمه الله): شیعه و سنّی اجماع کرده اند بر نقل «حدیث برائت» و از این حدیث استفاده می شود که ابوبکر از اسلام خارج شده و از تابعین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) نبوده است، زیرا اهل حدیث از شیعه و سنّی روایت کرده اند که چون سورع برائت نازل شد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) ابوبکر را طلبید و سوره برائت را به او تسلیم نمود تا در موسم حج این سوره را تلاوت کند. چون ابوبکر مقداری راه رفت، جبرئیل(علیه السلام) بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) نازل شد و عرض کرد:

«انّ العلیّ الاعلی یقول: انّه لن یؤدّی عنک الّا انت او رجل منک: خدای متعال می فرماید: این سوره را کسی نباید برساند مگر تو یا مردی از تو. »

در این هنگام پیامبر(صلی الله علیه و اله) امیرالمؤمنین(علیه السلام) را خواستند و فرمودند:

« یاعلی! از میان راه سوره را از ابوبکر بگیر و به مکه برسان. »

امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز به فرمان حضرت عمل نمود و ابوبکر مراجعت کرد.[1]

مرحوم صدوق(رحمه الله) ادامه می دهد: با توجّه به این حدیث، عزل و برکناری ابوبکر و ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از آسمان نازل گشته است امّا مردم انتخاب کردند آنی را که خدا عزل نمود و عزل نمودند آنی را که خدا انتخاب نموده بود و مقدّم را مؤخّر و مؤخّر را مقدّم داشتند و امر خدا را خوار شمردند!

و از این خبر ظاهر می شود که ابوبکر از پیامبر(صلی الله علیه و اله) نبوده است زیرا جبرئیل فرمود: «یا خود برسانی و یا کسی که از تو باشد» و چون ابوبکر از پیغمبر(صلی الله علیه و اله) نبود، پس تابع ایشان هم نبوده است زیرا خدای متعال می فرماید: «فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي: هر کس از من تبعیت کند پس او از من است»[2]

و چون ابوبکر تابع پیامبر(صلی الله علیه و اله) نبود، پس دوست او هم نبوده است زیرا خداوند متعال می فرماید:

«قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ: بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است.»[3]

و بعد از آنکه دوست پیغمبر(صلی الله علیه و اله) نبود، پس دشمن حضرت است که دوستی با ایشان ایمان و دشمنی با او کفر است. حال چگونه می شود کسی خدا را دوست بدارد امّا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) را دشمن و با او مخالفت کند؟! و چگونه صلاحیت دارد کسی که خدای متعال او را امین( برای خواندن یک سوره!) ندانست؟!

ای امیر! قائلین به امامت ابوبکر گمان کرده اند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) برای امّت خلیفه قرار نداد و امّت ابوبکر را خلیفه کردند، حال اگر خلیفه قرار ندادن صحیح است پس امّت خطا کردند و خلیفه تعیین نمودند و اگر خلیفه قرار دادن صحیح است، پس حضرت خطا کرده است که خلیفه تعیین ننمود. اکنون نسبت خطا دادن به امّت سزاوار تر است یا به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)؟

رکن الدّولة: نسبت خطا دادن به امّت سزاوار تر است.

شیخ صدوق(رحمه الله): چگونه بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) رواست از دنیا برود و خلیفه تعیین نکند؟ چنانچه مخالفین گمان کرده اند که حضرت خلیفه تعیین نکرده است و ایشان مخالفت نمودند و خلیفه تعیین کردند و ابوبکر هم با پیامبر(صلی الله علیه و اله) مخالفت کرد و عمر را خلیفه قرار داد. امّا عمر نه متابعت از پیامبر(صلی الله علیه و اله) کرد و نه تبعیت از ابوبکر بلکه آن را به شورا واگذار نمود![4]

 



[1] منابع اهل سنّت: مسند احمد ج1 ص151 ؛ المستدرک حاکم نیشابوری ج3 ص51 ؛ مجمع الزّوائد ج7 ص29 ؛ فتح الباری ج8 ص239 ؛ تحفة الاحوذی ج8 ص386 ؛ کنز العمّال ج2 ص422 ؛ شواهد التّنزیل ج1 ص304 ؛ تفسیر ابن کثیر ج2 ص346 ؛ الدّر المنثور، سیوطی ج3 ص209 ؛ تاریخ مدینة دمشق ج42 ص348 ؛ البدایة و النّهایة ابن کثیر ج5 ص46 و ج7 ص394 و...

[2] سوره ابراهیم آیه 36

[3] سوره آل عمران آیه 31

[4] مجالس المؤمنین ج1 ص456 ؛ روضات الجنّات ج6 ص132 ؛ کشکول البحرانی، ص226 به نقل از الهدایة شیخ صدوق(رحمه الله) ؛ المناظرات فی الامامة ص252 ؛ مواقف الشّیعة ج3 ص11.

برگرفته از: حکایات و مناظرات ص219